به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی

11 شهر

عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی

رشد ناخالص داخلی بر اساس میزان تولید ناخالص داخلی یا GDP از یک سال‌به‌سال دیگر افزایش می‌یابد. تولید ناخالص داخلی ارزش کلی کالا و خدمات تولیدشده در یک کشور است. درحالی‌که تعریف رشد اقتصادی بسیار آسان است، اما شناسایی عوامل مؤثر بر این رشد طی دهه‌ها است که موردبحث اقتصاددانان مطرح دنیا است.

هیچ اجماع نظر مستندی در خصوص بهترین شاخص اندازه‌گیری اقتصاد وجود ندارد. در حقیقت دو مکتب محبوب تفکر در خصوص اقتصاد در رابطه این مفهوم نظر مخالفی با یکدیگر دارند. اقتصاددانان بخش عرضه معتقدند که ساختن کسب‌وکار برای عرضه کالاها جهت ایجاد یک محیط پایدار برای رشد اقتصادی بسیار آسان است. درحالی‌که اقتصاددانان طرفدار تقاضا معتقدند که تحریک اقتصاد نیازمند افزایش تقاضا برای کالاها با قرار دادن پول در دست مصرف‌کنندگان است. (همچنین بخوانید؛ تولید ناخالص داخلی یا GPI)

اقتصاد سمت عرضه

اقتصاد عرضه یک اصطلاح است که در دهه ۷۰ میلادی شکل گرفت و در دهه ۱۹۸۰ و زمان رئیس‌جمهور ریگان محبوب شد. اقتصاددانانی که از این سیاست طرفداری می‌کنند، معتقدند؛ زمانی که کسب‌وکارها به‌راحتی کالا و خدمات را برای مصرف‌کنندگان عرضه می‌کنند، هرکس منفعت‌های خود را به دست می‌آورد، چراکه افزایش عرضه منجر به کاهش قیمت‌ها و افزایش بهره‌وری می‌شود. علاوه برای افزایش بهره‌وری شرکت‌ها منجر به سرمایه‌گذاری بر روی افزایش سرمایه اولیه و افزایش استخدام کارگران می‌شوند که هردوی این عوامل موجب افزایش رشد اقتصادی خواهند شد.

سیاست‌های اقتصادی که توسط اقتصاددانان بخش عرضه منتشر می‌شود شامل کاهش مقررات مالی، کاهش مالیات بر کسب‌وکارها و افراد با درآمد بسیار بالا هستند. اگر بازار مجاز به هرگونه عملکردی بدون محدودیت باشد، کارایی به‌طور طبیعی افزایش خواهد یافت. اقتصاد عرضه بسیار شبیه به رویکرد اقتصاد قطره‌ای است که بیان می‌کند سیاست‌های پولی باید به نفع ثروتمندان باشد تا رفاه ایجاد شود و این رفاه مانند قطره به دست همه برسد. به‌طور مثال زمانی که ثروتمندان یک‌بار از مالیات معاف می‌شوند، پول بیشتری در اختیار خواهند داشت تا کسب‌وکارشان را توسعه دهند و افراد بیشتری را جذب کنند.

اقتصاد سمت تقاضا

در انتهای دیگر طیف، اقتصاد طرف تقاضا است که توسط جان مینارد کینز اقتصاددان دهه ۱۹۳۰ محبوب شد. اقتصاددانانی که این تفکر را دنبال می‌کنند معتقدند در زمان افزایش تقاضا برای کالا و خدمات، اقتصاد رشد خواهد داشت.

با توجه به رویکرد اقتصادی سمت تقاضا، افزایش عرضه بدون افزایش هم‌زمان تقاضا منجر به ضایعات تلاش و پول می‌شود. با افزایش تقاضا در ابتدا، افزایش عرضه به‌صورت طبیعی دنبال می‌شود، چون کسب‌وکار رشد و گسترش می‌یابد، کارگران بیشتری را استخدام می‌کند و بهره‌وری را افزایش می‌دهد تا به سطوح جدید تقاضا برسد.

برای افزایش تقاضا رویکردهایی وجود دارد که می‌تواند توزیع پول را برابرتر کند. (همچنین بخوانید؛ قانون تیلور: یک مدل اقتصادی برای سیاست پولی) بر اساس نظریه کینزی، یک دلار در دست یک فقیر برای اقتصاد سودمندتر از یک دلار در دست یک فرد ثروتمند است چراکه مردم فقیر به‌ضرورت درصد زیادی از پول خود را صرف می‌کنند، درحالی‌که ثروتمندان پول خود را پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و ثروت بیشتری برای خود ایجاد می‌کنند.

جمع‌بندی

بحث در مورد اینکه کدام‌دیدگاه نسبت به دیگری برتری دارد بسیار زیاد است. درحالی‌که اقتصاددانان سمت عرضه به دنبال کاهش مالیات برای ثروتمندان هستند اقتصاددانان سمت تقاضا باور دارند که این اقدامات منجر به حباب اقتصادی می‌شود، همان‌طور که در سال گذشته شاهد حباب بیت کوین بودیم.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان