به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

ابزار مشتقه در مقابل سواپ. بررسی تفاوت ها

06 فرو

ابزار مشتقه در مقابل سواپ. بررسی تفاوت ها

ابزار مشتقه در مقابل سواپ-دیدگاه کلی

مشتقات، قراردادهایی هستند که بین دو یا چند طرف با یک ارزش مبتنی بر دارایی مالی پایه بسته می شوند. اغلب مشتقات ابزار مدیریت ریسک هستند. در اصل، معاملات بین المللی به منظور پوشش نوسانات نرخ ارز به ابزار مشتقه اتکا می کردند، اما با گذشت زمان ابزار مشتقه به منظور پوشش انواع مختلف تراکنش های مالی توسعه پیدا کردند. (همچنین بخوانید؛ کارکرد سواپ ارز).

Swap نیز یک ابزار مشتقه است که براساس جریان نقدی ارزش گذاری می شود. به طور معمول، جریان نقدی یک سمت معامله ثابت و سمت دیگر به نوعی متغیر است.

ابزار مشتقه

ابزار مشتقه بیانگر یک قرارداد بین دو طرف است، به طوری که ارزش آن بر مبنای قیمت دارایی پایه تعیین می شود. مشتقات پرکاربرد شامل قراردادهای آتی، options و سوآپ هستند.

ارزش مشتقات عموما از عملکرد یک دارایی، شاخص، نرخ بهره، کالا یا ارز حاصل می شود. به عنوان مثال، حق تقدم سهام، که یک ابزار مشتقه است که ارزش خود را از قیمت سهام پایه می گیرد. به عبارت دیگر، ارزش حق اختیار با توجه به نوسانات قیمت سهام، نوسان پیدا می کند.

برای مثال، یک خریدار و یک تامین کننده می توانند وارد قراردادی به منظور تنظیم قیمت یک کالای خاص در مدت زمان مشخص شوند. قرارداد برای هر دوطرف ثبات به همراه می آورد. تامین کننده، جریان درآمدی و خریدار عرضه محصول و کالای مورد نظر را تضمین می کند. با این وجود، ارزش قرارداد می تواند تغییر کند، چرا که قیمت بازاری کالا تغییر می کند. اگر قیمت بازاری کالا در طول مدت قرارداد افزایش یابد، ارزش ابزار مشتقه برای خریدار افزایش می یابد، چرا که او در حال خرید کالا با قیمت پایین تر از ارزش بازار است. در این سناریو، ارزش ابزار مشتقه برای تامین کننده کاهش خواهد یافت. بالعکس این حالت صادق است اگر و تنها اگر ارزش بازاری کالا در زمان قرارداد کاهش یابد. همچنین بخوانید؛ ابزارهای مشتقه چگونه قیمت‌گذاری می‌شوند؟

Swaps

سواپ و یا مبادلات شامل یک نوع ابزار مشتقه هستند، اما ارزش آنها وابسته به اوراق یا دارایی پایه نیست.

اصلی ترین نوع سواپ، یک مبادله نرخ بهره یا سواپ vanilla است. در این مبادله، طرفین بر مبادله بهره توافق می کنند. به عنوان مثال، فرض کنید بانک A موافقت کند که به بانک B نرخ بهره ثابت بپردازد در حالیکه بانک B موافقت میکند که به بانک A نرخ بهره شناور پرداخت کند.

فرض کنید بانک A دارای یک سرمایه گذاری ۱۰ میلیون دلاری است که ماهانه نرخ بهره به علاوه ۱ درصد بهره شناور LIBOR دریافت می کند. بنابراین باتوجه به نوسانات LIBOR، دریافتی بانک هم دچار نوسان می شود. اکنون فرض کنید که بانک B دارای سرمایه گذاری ده میلیون دلاری است که هر ماه نرخ ثابت ۲٫۵ درصد بهره یا سود دریافت می کند.

فرض کنید بانک A مایل است سود دریافتی خود را ثابت کند و بانک B در مقابل در پی دریافت های بیشتر باتوجه به نوسانات نرخ بهره است. برای رسیدن به اهداف خود، این دو بانک وارد سواپ بهره می شوند. در این مبادله، بانک ها به سادگی دریافتی های خود را مبادله می کنند و ارزش سواپ در این حالت وابسته به هیچ دارایی پایه نیست.

هر دو طرف دارای ریسک نرخ بهره هستند، چرا که نرخ بهره همواره مطابق انتظارات حرکت نمی کند. دارنده نرخ بهره ثابت با ریسک افزایش نرخ بهره شناور مواجه است و دارنده نرخ بهره متغیر با ریسک کاهش نرخ بهره شناور رو به رو است که در این حالت با کاهش جریان نقدی مواجه می شود چرا که دارنده بهره ثابت به جریان درآمدی ثابت دسترسی دارد.

ریسک دیگر در مبادلات سواپ، ریسک مرتبط با طرفین معامله است. این ریسک همواره وجود دارد که طرف قرارداد قادر به انجام تعهدات مالی خود نباشد. اگر صاحب نرخ بهره شناور قادر به پرداخت بهره باتوجه به قرارداد سواپ نباشد، دارنده نرخ بهره ثابت در معرض ریسک تغییر نرخ بهره قرار می گیرد. این ریسکی است که دارنده نرخ بهره ثابت باید آن را کاهش دهد.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان