به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

بهترین ابزارهای تحلیل فاندامنتال

بهترین ابزارهای تحلیل فاندامنتال

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یا بنیادین Fundamental analysis فرآیند نگاه به کسب و کار در اساسی ترین سطح مالی است. این نوع از تحلیل به بررسی شاخص های کلیدی کسب و کار به منظور تعیین سلامت مالی آن می پردازد. تجزیه و تحلیل بنیادین می تواند به منظور ارزیابی مقایسه ای شرکت های مشابه، صنایع مشابه، ارزیابی سهام شرکت و سایر موراد مرتبط جهت معامله گری در بازار های بورس استفاده شود. در این نوع از تحلیل باید عوامل مختلفی از جمله درآمد، مدیریت دارایی، تولید و نرخ بهره در نظر گفته شوند.

بسیاری از سرمایه گذاران از تحلیل بنیادین به منظور تحلیل قیمت سهام استفاده و بسیاری دیگر از این تحلیل و ترکیب آن با تحلیل تکنیکال به منظور ساخت مدل مالی قوی جهت ارزش گذاری قیمت ذاتی سهام استفاده می کنند. در این تحلیل هدف این است که آیا سهام دارای ارزش ذاتی برابر با ارزش بازار و یا کمتر به منظور سرمایه گذاری است یا خیر. اگر تفاوتی بین قیمت سهام در بازار و قیمت ذاتی وجود داشته باشد، یک موقعیت خرید ایجاد می شود.

حتی اگر قصد نداشته باشید که در سرمایه گذاری های خود از تحلیل بنیادین استفاده کنید، بازهم درک درست از نسب های مالی به منظور پیش برد اهداف معامله گری در بازار های مالی و بورس ضرروی است. (همچنین بخوانید؛ تحلیل سریع سرمایه‌گذاری با نسبت‌های مالی).

اول از همه، درآمد را بررسی کنید

سرمایه گذاران باید طیف گسترده ای از داده ها را در نظر بگیرند، اما اولین نقطه داده ای که باید به دنبال آن باشند، درآمد شرکت است. این مقدار سریعترین روش به منظور جلب توجه معامله گر به یک سؤال مهم سرمایه گذاری است: شرکت چقدر پول می سازد و درآمد آتی آن چقدر خواهد بود؟.

درآمد به عبارت دیگر، سود است. محاسبه سود و درآمد می تواند پیچیده باشد اما این مقدار تمام فعالیت مالی شرکت را به صورت خلاصه نشان می دهد. شرکت ها برای راحتی سرمایه گذاران، گزارش های درآمدی خود را هر سه ماه یک بار ارائه می دهند. به منظور دسترسی به درآمد سهام شرکت های فعال در بازارهای بورس و فرابورس، اینجا کلیک کنید.

زمانی که شرکت در گزارش های مالی خود به افزایش سود و درآمد اشاره کند، شاهد افزایش قیمت بازاری سهام خواهیم بود. درمقابل زمانی که انتظارات درآمدی کاهش می یابد، تقاضا برای خرید نیز افت پیدا خواهد کرد.

ابزارهای تحلیل بنیادی

اگرچه درآمد یک شاخص مهم است اما به تنهایی چیزی زیادی برای گفتن ندارد. چرا که درآمد به تنهایی نمی تواند روند ارزش گذارای سهام را مشخص کند. به منظور ساختن تصویر کلی از ارزش گذاری سهام، باید ابزارهای تحلیل بنیادی بیشتری را در نظر بگیرید.

می توانید مقادیر این نسبت ها را در وب سایت های مرتبط پیدا کنید، هرچند که محاسبه آنها نیز کار دشواری نیست. اگر می خواهید آن ها را بشناسید و محاسبه کنید، ادامه مقاله که محبوب ترین ابزارهای تحلیل فاندامنتال معرفی شده اند را بخوانید. این ابزارها عبارتند از:

  • درآمد هر سهم یا EPS: سود و یا تعداد سهم به تنهایی نمی توانند اطلاعات زیادی در اختیار شما قرار دهند اما وقتی که آنها را باهم ترکیب می کنیم، یه یکی از رایج ترین نسبت های فاندامنتال می رسیم. این شاخص بیان می کند که چه مقدار از سود یک شرکت به هر سهم اختصاص یافته است. EPS با تقسیم سود خالص بر تعداد سهام، محاسبه می شود.
  • نسبت قیمت به درآمد P/E: این نسبت، قیمت بازاری سهام یک شرکت را نسبت به درآمد هر سهم مقایسه می کند.
  • رشد سود پیش بینی شده: PEG نرخ رشد یک ساله سهام را پیش بینی می کند.
  • نسبت قیمت به فروش P/S: این شاخص، سهام یک شرکت را نسبت به درآمدهای خود می سنجد. همچنین این شاخص گاهی اوقات PSR یا درآمد چندگانه یا فروش multiple نامیده می شود.
  • نسبت قیمت به ارزش دفتری یا P/B: این نسبت به بررسی ارزش دفتری سهام نسبت به ارزش بازاری آن می پردازد. ارزش دفتری سهام در گزارش های مالی و حسابداری ثبت می شود و برابر با هزینه هر دارایی با استهلاک انباشه کمتر است. (همچنین بخوانید؛ پنج شاخص اندازه‌گیری برای سرمایه‌گذاران).
  • نسبت پرداخت سود سهام: این شاخص به بررسی سود سهام پرداخت شده به سهامداران نسبت به کل درآمد خالص شرکت می پردازد. در این حالت درآمد برای رشد احتمالی شرکت انباشته می شود.
  • بازده سود سهام: یک شاخص سود سالانه قیمت سهام است که به صورت درصدی بیان می شود و از تقسیم بازده سالانه به ازای هر سهم بر ارزش سهام بدست می آید.
  • بازده سهام: درآمد خالص شرکت تقسیم بر سهام سهامداران برابر است با بازده سهام.

هیچ نسبت جادویی وجود ندارد

به یاد داشته باشید ، این اعداد فقط ابزار هستند و هیچ نسبت جادویی وجود ندارد. این ابزارها به شما نمی گویند که سهام را بخرید و یا بفروشید. آنها باید در مقایسه با سایر اصطلاحات، نسبت ها و مقادیر به کار برده شوند. اینها معیارهایی برای سنجش و مقایسه ارزش شرکت ها هستند.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان