به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

تولید ناخالص داخلی یا GPI

05 خرد

تولید ناخالص داخلی یا GPI

آیا افزایش GDP به معنای رفاه اقتصادی است؟

اقتصاددانان همواره از شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) برای سنجش پیشرفت اقتصادی استفاده می‌کنند. اگر این شاخص افزایش یابد اقتصاد رو به رشد و کشور در مسیر توسعه است. و اگر کاهش یابد به این معنا است که اقتصاد با مشکل مواجه شده است. (همچنین بخوانید؛ شکاف GDP)

GDP چیست؟

تولید ناخالص داخلی برابر با ارزش پولی تمام کالا و خدمات نهایی‌ای است که در داخل مرز یک کشور مبادله می‌شود. به‌طور مثال GDP ایالات‌متحده نشان‌دهنده ارزش پولی تمام کالا و خدمات خریداری‌شده در طول یک سال است. که شامل تمام کالاهای تولیدشده چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی هست. به‌طوری‌که اگر یک مرغ بریان را ۱۰ دلار بخرید تولید ناخالص داخلی به مقدار ۱۰ دلار افزایش می‌یابد.

یک مفهوم منطقی هم وجود دارد که با آن می‌توان مقدار ثروت را اندازه‌گیری کرد. ارزش اقتصادی وابسته به این موضوع است که در بازار آزاد کالا و خدمات به چه میزان می‌توانند عملکرد خود را ارائه دهند. دسترسی وسیع به ثروت به معنای دسترسی وسیع به تمام چیزهایی است که می‌تواند رفاه و کیفیت زندگی را افزایش دهد. از سوی دیگر، آن‌هایی که صادقانه ثروتمند می‌شوند در واقعیت ارزش بیشتری برای دیگران خلق می‌کنند، حداقل به لحاظ اقتصادی.

بنابراین از بعضی جهات، تولید ناخالص داخلی باید مساوی یا بزرگ‌تر از پیشرفت انسانی باشد، زیرا بدین معناست که کالا و خدمات ارزشمندتری ایجادشده است. بااین‌حال تولید ناخالص داخلی به‌خوبی نمی‌تواند میزان ثروت تولیدشده را بیان کند.

چگونه تولید ناخالص داخلی در مقدار انحراف پیدا می‌کند

GDP می‌تواند پس از تصادف چند ماشین یا یک سیل عظیم افزایش یابد. همچنین در طول زمان جنگ و یا حملات تروریستی شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی هستیم. چراکه GDP بسیار به میزان تولیدات حساس است، پس می‌تواند در تفاسیر مختلف، سیگنال‌های نادرست به ما بدهد.

بااین‌حال از دیدگاه یک شهروند عادی که با واقعیت‌های روزمره سروکار دارد، تولید ناخالص داخلی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. به همین دلیل شاخص پیشرفت واقعی یا GPI در سال ۱۹۹۵ توسط یک موسسه پژوهشی به نام Redefining Progress تدوین شد. این شاخص به‌عنوان یک جایگزین برای تفسیر سلامت اقتصاد ملی توسط تولید ناخالص داخلی تعریف شد. و باهدف بیان آنچه تولید ناخالص داخلی از وضع رونق اقتصادی یک کشور نمی‌توانست توضیح دهد، توسعه داده شد. (برای دسترسی به مقالات آموزشی کلیک کنید)

متغیرهای GPI

اگرچه GDP و محاسبات آن مبتنی بر داده‌های مصرف شخصی است، GPI متغیرهای تعدیل‌کننده‌ای را پیشنهاد می‌کند – متغیرهایی که ارزش‌های پولی را به‌ جنبه‌های غیر پولی اقتصاد تبدیل می‌کنند. این متغیرها در دسته‌های زیر قرار می‌گیرند:

  • مصرف شخصیهمان‌طور که ذکر شد، این همان اطلاعاتی است که برای محاسبه تولید ناخالص داخلی استفاده می‌شود.
  • توزیع درآمدGPI تنها در صورتی افزایش می‌یابد که درصد بیشتری از درآمدِ اضافه‌شده ملی به فقرا برسد چراکه افزایش درآمد باید به نفع سطح ضعیف جامعه باشد. به همین ترتیب اگر این درآمد به افراد ثروتمند تخصیص داده شود، GPI کاهش می‌یابد.  تولید ناخالص داخلی تنها به مجموع ارزش کالا و خدمات اشاره دارد و نه به توزیع درآمدی آن‌ها.
  • خانه‌داری، کارهای داوطلبانه، آموزش عالی: متغیرهای GPI ارزش بیشتری برای کارهای داوطلبانه و خانه‌داری اختصاص می‌دهد. این کار باعث افزایش سطح آموزشی جامعه می‌شود.
  • خدمات و زیرساخت‌های بادوام/مصرفیپول صرف شده برای کالاهای بادوام به‌عنوان یک هزینه در نظر گرفته می‌شود، درحالی‌که ارزش کالای خریداری‌شده یک مزیت برای صاحب آن به ارمغان می‌آورد. کالاهایی با دوام و عمر بالا که مصرف‌کننده را از خرید مجدد منع می‌کنند، مثبت در نظر گرفته می‌شوند. در مقابل کالاهایی که به‌سرعت فرسوده می‌شوند و نیاز به تعویض دارند منفی در نظر گرفته می‌شوند. اما GDP به تمام هزینه‌ها به‌عنوان یک پارامترِ مثبت نگاه می‌کند. هزینه‌های زیرساختی توسط دولت هم به همین ترتیب است: اگر دوام بالا را به همراه داشته باشند، GPI مثبت خواهد بود اما اگر باعث کاهش خزانه دولت شود GPI آن را منفی در نظر می‌گیرد. در این مورد هم GDP همه هزینه‌ها را به‌عنوان معیاری مثبت در نظر می‌گیرد.
  • جرم و جنایتجرائم باعث افزایش هزینه‌های انتظامی، صورتحساب‌های پزشکی و سایر هزینه‌های وابسته می‌شود که GDP تمام آن‌ها را مثبت ارزیابی می‌کند اما GPI این‌طور نیست.
  • کاهش منابعهنگامی‌که تالاب یا جنگل‌ها از طریق فعالیت‌های اقتصادی نابود می‌شوند، تولید ناخالص داخلی این رویدادها را به‌عنوان خبر خوب برای اقتصاد می‌بیند در مقابل اما GPI این رویدادها را به‌عنوان خبر بد برای نسل‌های آینده می‌بیند. منبع: گروه مشاوران مالی سامان
  • آلودگی: آلودگی یک خبر خوب برای GDP است چراکه نشان از رشد صنعت دارد اما GPI هزینه‌های آلودگی را متغیری منفی می‌بیند.
  • آسیب بلندمدت به محیط‌زیستگرمایش جهانی، ذخایر زباله‌ها و دیگر پیامدهای درازمدتِ فعالیت‌های اقتصادی به‌عنوان پارامتری منفی در GPI قرار می‌گیرند.
  • تغییرات اوقات فراغترفاه باید باعث افزایش اوقات فراغت شود. اما اکثر کارمندان مدرن با این نظریه مخالف هستند. GPI، افزایش در اوقات فراغت را مثبت و کاهش در اوقات فراغت به‌عنوان یک عامل منفی می‌بیند.
  • هزینه‌های تدافعیهزینه‌های تدافعی به بیمه‌های درمانی، بیمه اتومبیل، بیمه‌های مراقبت‌های بهداشتی و سایر هزینه‌هایی که برای حفظ کیفیت زندگی نیاز دارند اشاره می‌کند. این هزینه‌ها در GPI منفی در نظر گرفته می‌شوند. اما در GDP برعکس است.
  • وابستگی به دارایی‌های خارجیزمانی که مردم یک کشور مجبور به تأمین مواد مصرفی از سایر کشورها هستند یک عامل منفی در GPI لحاظ می‌شود. اما اگر واردات در جهت سرمایه‌گذاری داخلی و رشد اقتصادی صرف شود، شاخص GPI مثبت خواهد بود.

محاسبات

با استفاده از آمار اقتصادی و فرمول‌های ریاضی، تمام متغیرهای فوق در محاسبه GPI در نظر گرفته می‌شوند. سپس این مقدار به GDP اضافه یا کم می‌شود.

GPI جریان اصلی نیست

درحالی‌که متغیرهای GPI بر کیفیت زندگی مردم تأثیر دارند، اقتصادهای سرمایه‌ای اما تمایل به رشد درآمد خوددارند. به همین دلیل GPI در کشوری مثل چین موردقبول نیست، هرچند که طرفداران خود را دارد و جوامع علمی اعتبار آن را بررسی کرده‌اند. اقدامات نوع GPI در کانادا و برخی از کشورهای کوچک و پیشرفته اروپایی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان