به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

آشنایی با عجیب‌ترین اصطلاحات سرمایه‌گذاری

03 ارد

آشنایی با عجیب‌ترین اصطلاحات سرمایه‌گذاری

هر صنعتی یک لغت‌نامه دارد و صنعت مالی هم از این قاعده مستثنا نیست. در ادامه عجیب‌ترین اصطلاحات کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری را تعریف خواهیم کرد.

برای اینکه در بازارهای جهانی مالی به‌راحتی مکالمه خود را ادامه دهید، اصطلاحات زیر را برای شما شرح خواهیم داد؛

Ankle biter: سرمایه‌گذاری کوچک

Bagel land: اصطلاح عامیانه که نشان‌دهنده یک سهام یا ابزار مالی است که نزدیک به ۰ دلار قیمت دارد. رسیدن به bagel land معمولاً به دلیل وجود یک یا چند مشکل در کسب‌وکار است که ممکن است قابل‌حل نباشند.

Bear hug: پیشنهاد یک خریدار احتمالی برای خرید سهام شرکت باقیمتی بالاتر از ارزش ذاتی آن است. این امر معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که مدیر شرکت تمایل به فروش سهام ندارد و به دنبال افزایش هیجانات خرید سهام شرکت است.

Big uglies: شرکت‌های بزرگ، صنعت بزرگ.

Bowie bond: نوعی از اوراق است که درآمد دارندگان آن توسط فروش آلبوم‌های قدمی و جدید David Bowie تضمین می‌شود.

Clowngrade: زمانی که تحلیل یک تحلیلگر احمقانه به نظر می‌رسد.

به منظور دانلود دیکشنری اصطلاحات مالی و کسب و کار، اینجا کلیک کنید.

Cockroach theory: این نظریه بیان می‌کند که در زمان انتشار اخبار بد برای عموم، اخبار بسیار بدتری در واقعیت جریان دارد. همچنین می‌تواند به روند صنعت اشاره داشته باشد که در آن یک شرکت از شرکت‌های مشابه خود پیروی می‌کند.

Crummey power: به مشارکت در مواردی که عدم قطعیت دارد مانند بیمه عمر اشاره می‌کند.

Dead cat bounce: یک جهش قیمتی کوتاه در دارایی‌ای است که در حال سقوط است، مانند سهام یک شرکت. حتی یک گربه مرده زمانی که به زمین می‌خورد جهشی هرچند کوچک خواهد داشت.

Eat your own dog food: فرض اساسی در این حالت می‌گوید اگر شرکتی برای استفاده محصولات یا خدماتش به مشتریان مبلغی می‌پردازد، نباید از کارمندانش انظار بیشتری داشته باشد. استفاده نکردن از محصولات تولیدی در عملیات داخلی شرکت این نکته را بیان می‌کند که مدیران به کیفیت محصول تولیدی خود اعتقادی ندارند.

Garbatrage: پس از افزایش قیمت و حجم معاملات در یک بخش از بازار، انتظار می‌رود بازیکنان دیگر هم به آن بخش وارد شوند.

Godfather offer: پیشنهادی که نمی‌توان آن را رد کرد – زمانی که قیمت پیشنهاد خرید سهم به حدی بالاست که مدیر شرکت نمی تواند نظر سهامداران را برای فروش سهام تغییر دهد.

Jennifer Lopez: این اصطلاح توضیح می‌دهد که چرا ارزش یک ابزار مالی کاهش و سپس افزایش می‌یابد. منحنی چارت قیمت مخاطب را به یاد جنیفر لوپز می‌اندازد.

Killer bee: فرد حقیقی یا حقوقی که به یک شرکت کمک می‌کند تا ادغام (جذب) نشود.

Piker: کسی که معمولاً برای یک شرکت پایه‌ای کار و وانمود می‌کند همه‌چیز را در رابطه با وال‌استریت می‌داند اما این‌طور نیست.

Rust Bowl: تصویرسازی از یک کارخانه متروکه با خودروهای زنگ‌زده، این اصطلاح اساساً تغییرات فاجعه‌بار اقتصادی را نشان می‌دهد.

Shark watcher: شرکتی که برای خرید (جذب شرکت‌های کوچک) توسط پایش لحظه‌ای معاملات به کار گرفته می‌شود، آن‌ها حجم معاملات، صف‌های خرید و هرگونه فعالیت قابل‌توجه در بازارهای مالی را رصد می‌کنند.

Sleeping beauty: شرکتی که به نظر می‌رسد به‌تازگی ادغام‌شده است اما درواقع به دنبال خریدار بالقوه است.

Smurf: کسی که پول‌شویی می‌کند- یا کسی که تلاش می‌کند از نظارت‌های دولتی جلوگیری کند آن‌هم با جابجایی حجم زیادی از پول در تراکنش‌های کوچک به‌طوری‌که حجم تراکنش‌ها کمتر از آستانه گزارش مالی است.

Stagflation: رشد اقتصادی آهسته در طول زمان بیکاری و تورم بالا.

Suicide pill: یک استراتژی تدافعی است که ظاهر سازمان برای شرکت‌های خریدار (جهت ادغام) را ضعیف‌تر از واقعیت نمایش می دهد تا از ادغام جلوگیری شود. به‌عنوان‌مثال افزایش بدهی برای ترساندن خریدار. این امر می‌تواند باعث شود سازمان خیلی زودتر هم به فروش برسد و درواقع نوعی خودکشی برای سازمان‌ها محسوب می‌شود.

Sushi bond: اوراق قرضه صادرشده توسط یک صادرکننده ژاپنی در یک بازار خارج از ژاپن و در ارز دیگری به‌غیراز ین.

Tip from a dip: مشاوره از فردی که ادعا می‌کند اطلاعات داخلی (رانت) دارد، مانند افزایش قابل‌توجهی از درآمد پیش‌بینی‌شده یا تأیید دولت از ادغام شرکت‌ها که به‌طور مستقیم بر قیمت سهام تأثیر می‌گذارد اما در واقعیت این‌طور نیست.

Tulipmania: این نخستین حباب بزرگ مالی بود که در مارس ۱۶۳۷ به اوج خود رسید. سرمایه‌گذاران به طرز وحشیانه‌ای شروع به خرید طلا کردند و قیمت‌هایشان را به بالاترین حد ممکن می‌رساندند؛ زمانی که قیمت در طول یک هفته به‌شدت سقوط کرد بسیاری از دارندگان لعاب طلا ورشکست شدند.

Valium picnic: تعطیلات بازار. هنگامی‌که بازار سهام و دیگر بازارهای مالی بسته می‌شوند. همچنین برای نشان دادن یک روز آرام استفاده می‌شود.

Whartonite: فارغ‌التحصیلان مدرسه کسب‌وکار Wharton در دانشگاه پنسیلوانیا هستند. این اصطلاح گاهی اوقات به روشی مخرب برای توصیف شخصیت  یک فارغ‌التحصیل دانشگاه معتبر به‌کاربرده می‌شود.

Zombie debt: بدهی فراموش‌شده.

جمع‌بندی

سرمایه‌گذاری می‌تواند سرگرم‌کننده باشد – و مکالمات روزمره در بازارهای مالی نیز جالب است البته اگر به زبان مالی آشنا باشید. (همچنین بخوانید؛ چگونه مانند یک سرمایه‌گذار صحبت کنیم؟)

منبعگروه مشاوران مالی سامان