به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

آیا اقتصاد علم است؟

آیا اقتصاد علم است؟

اقتصاد به طور کلی به عنوان یک علم اجتماعی شناخته می شود، گرچه بعضی از منتقدان این حوزه معتقدند که اقتصاد به دلایلی از قبیل فقدان فرضیه های آزمایشی، عدم هماهنگی و ویژگی های سیاسی ذاتی، تعریفی از علم نیست. علیرغم این استدلال، اقتصاد ترکیبی از عناصر کیفی و کمی مشترک بین همه علوم اجتماعی است و آن ها را بین تمام علوم اجتماعی به اشتراک می گذارد.

همچنین بخوانید؛ اقتصاد کلان: عملکرد اقتصاد و رشد اقتصادی

علوم اجتماعی

علوم اجتماعی که شامل حوزه های قانون، انسان شناسی و آموزش هستند، با علوم طبیعی مانند فیزیک و شیمی تفاوت زیادی دارند، به طوری که این علم در رابطه با روابط بین افراد و جوامع، و همچنین توسعه و عملکرد جوامع، تحقیق می کند. بر خلاف بیشتر علوم طبیعی، علوم اجتماعی بسیار زیاد بر رویکردهای تفسیر و تحقیق کیفی تمرکز دارند. (همچنین بخوانید؛ قانون تیلور: یک مدل اقتصادی برای سیاست پولی).

با این حال علوم اجتماعی از تعداد ابزارهای کمی استفاده شده در علوم طبیعی به منظور ترسیم و درک روند ها استفاده می کند. به طور نمونه، اقتصاددانان از آمار و فرضیه های ریاضی برای آزمون نظریه ها و پیش بینی یک روند شناخته شده به نام اقتصاد سنجی استفاده می کنند. علاوه بر این، بسیاری از علوم اجتماعی از نظرسنجی ها و سایر متدولوژی های تحقیق دقیق استفاده می کنند تا روند را تعیین کنند و شفافیت روش را افزایش دهند.

افزایش وابستگی به مدل های ریاضی به منظور مطالعه اقتصاد از اواخر قرن نوزدهم با اقتصاد کلاسیک شروع شد به طوری که این مدل ها برای نظریه های اقتصادی کلاسیک جدید قرن بیستم ضروری بودند. هر دو نظریه اقتصادی جدید کلاسیک و اقتصاد کینزی، تصور می کنند که افراد و شرکت ها تصمیمات منطقی اتخاذ می کنند که امیدواراند براساس این تصمیمات مدل ها را توسعه دهند.

عدم قطعیت اقتصاد

یکی از استدلال های مخالف طبقه بندی اقتصاد به عنوان یک علم، عدم وجود فرضیه های قابل آزمون است. عامل اصلی مشکل در توسعه و آزمایش فرضیه اقتصادی، وجود متغیرهای تقریباً نامحدود و اکثراً نامرئی است که در هر سیستم اقتصادی نقش دارند. فراوانی متغیرهای غیرقابل اندازه گیری در اقتصاد، می تواند نظریه های رقابتی و گاهی متناقض را به وجود آورد که بدون وجود یک متغیر ممکن است برخی از نظریه ها نادرست شوند. این عدم اطمینان باعث شده که برخی از ناظران، علم اقتصاد را علمی مبهم بنامند.

با این حال، همین عدم اطمینانی منجر به سوالات نظری و فرضیه های عمیق اقتصادی می شود. از سوی دیگر روش های علمی زیادی از سوی متخصصان برروی اقتصاد خُرد انجام می شود که شامل مطالعات کمی با تنظیمات دنیای واقعی و متغیرهای ورودی دقیق می شود.  علاوه بر این، پیشرفت های مداوم در محاسبات قدرت و پردازش داده ها، اقتصاددانان را قادر به مدل سازی و شبیه سازی های پیچیده و دقیق می کند.

همچنین بخوانید؛ مطالعه برروی تاثیر ثروت بر اقتصاد

در حالی که اقتصاد به طور فزاینده ای از رویکرد های علمی و ریاضی برای پایش و پیش بینی روند استفاده می کند، مدل های متقاطع، تئوری ها و نتایج در مقیاس اقتصاد کلان، از ارائه داده های تجربی از علوم طبیعی جلوگیری می کند. با این حال، این اختلافات در هر علم و دانشی به طور ذاتی وجود دارند که همه آنها نیاز به عنصری تفسیری دارند که به ندرت در علوم طبیعی یافت می شود. حوزه اقتصاد شامل عناصر کمی و کیفی مشترک در همه علوم اجتماعی است و تا زمانی که علوم اجتماعی به عنوان یک طبقه از علم شناخته می شوند، اقتصاد نیز در طبقه علم و دانش قرار می گیرد.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان