به بزرگترین دانشنامه مالی فارسی خوش آمدید

تعریف واگرایی و کاربرد آن

08 خرد

تعریف واگرایی و کاربرد آن

واگرایی چیست؟

واگرایی زمانی رخ می دهد که قیمت یک دارایی برخلاف جهت یک اندیکاتور مانند اسیلاتورها یا سایر داده ها حرکت می کند. واگرایی می تواند هشداری از ضعیف شدن روند قیمت و یا تغییر روند احتمالی باشد.

در تحلیل تکنیکال دو واگرایی مثبت و منفی وجود دارد. واگرایی مثبت احتمال افزایش قیمت دارایی است. واگرایی منفی اما احتمال روند نزولی آتی قیمت است.

ویژگی های کلیدی

  • واگرایی می تواند بین روند قیمت یک ابزار مالی و یک شاخص تکنیکال یا هر داده مالی دیگری نمایان شود. با این حال، در تحلیل تکنیکال اغلب از واگرایی بین اندیکاتورهای تکنیکال و روند قیمت سهام استفاده می شود.
  • سیگنال های مثبت واگرایی موجب افزایش قیمت می شوند. این اتفاق زمانی رخ می دهد که قیمت روند کاهشی دارد اما اندیکاتورها خلاف این موضوع را نشان می دهند و روند قیمت با اندیکاتور یکسان نیست.
  • واگرایی منفی به کاهش قیمت ها در آینده اشاره دارد. این اتفاق زمانی رخ می دهد که قیمت روندی صعودی را تجربه می کند اما اندیکاتورها خلاف این موضوع را نشان می دهند و روند قیمت با اندیکاتور یکسان نیست.
  • در تحلیل تکنیکال نباید تنها به واگرایی اکتفا کرد، چرا که سیگنال های معاملاتی را به موقع نشان نمی دهد. واگرایی می تواند به صورت طولانی مدت بدون تغییر قیمت ادامه یابد.
  • واگرایی تمام تغییرات روند بزرگ را نمی تواند نشان دهد، چرا که تنها در برخی موارد واگرایی وجود دارد.

واگرایی چه چیزی به ما می گوید

واگرایی در تحلیل تکنیکال می تواند سیگنال های مثبت و منفی معاملاتی را به ما بدهد. یک واگرایی مثبت زمانی رخ می دهد که قیمت دارایی کم می شود در حالی که روند یک اندیکاتور مانند جریان پول شروع به صعود می کند. واگرایی منفی به حالتی اشاره دارد که قیمت قله های جدید کشف می کند اما اندیکاتور به روند کاهشی خود ادامه می دهد. (همچنین بخوانید؛ استفاده از الگوی شمعی و اسیلاتورها برای معاملات موفق).

معامله گران از مفهوم واگرایی به منظور ارزیابی قدرت حرکت قیمت یک دارایی مالی و احتمال تغییر روند در آینده استفاده می کنند. به طور مثال، معامله گران نمی توانند اسیلاتورهایی مانند شاخص قدرت نسبی RSI را برروی چارت قیمت رسم کنند. درحالت ایده آل، با افزایش قیمت باید در اندیکاتور RSI نیز شاهد رشد و افزایش باشیم. اما اگر روند قیمت افزایشی باشد و اندیکاتور قدرت نسبی روند نزولی را شروع کند، یک هشدار در خصوص تغییر احتمالی روند دریافت خواهیم کرد. در این حالت واگرایی منفی داریم. در این موقعیت معامله گر می تواند تصمیم به خروج از معامله و یا تنظیم حد ضرر بگیرد. (همچنین بخوانید؛ تفاوت اصلی بین اندیکاتور MACD و شاخص قدرت نسبی چیست).

واگرایی مثبت به وضعیت مخالف اطلاق می شود. تصور کنید که قیمت سهام دره های جدیدی در روند ایجاد می کند اما RSI حرکت برعکس را دنبال می کند. درچنین حالتی منطقی است که احتمال تغییر روند قیمت در آینده را درنظر گرفت.

واگرایی تنها یکی از بی شمار کاربردهای اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است. (همچنین بخوانید؛ هفت ابزار برتر تحلیل تکنیکال).

تفاوت بین واگرایی و تائید

واگرایی به زمانی اطلاق می شود که اندیکاتور و قیمت اطلاعات مختلفی را به تحلیلگر ارائه می دهند. اما زمانی که اطلاعات اندیکاتور ها با روند قیمت و سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال یکسان است، تائید داریم. در حالت ایده آل، معامله گران به دنبال دریافت تائید جهت انتخاب موقعیت معاملاتی هستند. آنها انتظار دارند که اندیکاتورها در جهت حرکت قیمت باشند و حرکات دارایی را تائید کنند.

محدودیت های واگرایی

درست مانند سایر روش های تحلیل تکنیکال، واگرایی نیز باید درکنار سایر رویکردها و ابزارهای تحلیل تکنیکال به کار برده شود. واگرایی برای تمامی تغییر روند ها لزوماً وجود ندارد، بنابراین باید از سایر ابزارهای تکنیکال به منظور مدیریت ریسک سرمایه گذاری استفاده کرد.

همچنین وقوع واگرایی لزوماً به معنای تغییر روند در زمان بسیار نزدیک نیست. واگرایی می تواند بلند مدت شود، بنابراین اعمال آنها به تنهایی برای تصمیمات سرمایه گذاری منطقی نیست.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان